بررسی آفرينش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه وفلسفی و اجتماعی و تکاملی و زیست شناسی و باستان شناسی

مطالب دیگر:
📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق هوش هیجانی و مولفه های آن 64 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق هوش معنوی 37 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق هوش معنوی کارکنان 37 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق انواع سبکهای فرزندپروری 58 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق نظریه ها و سبکهای فرزندپروری 59 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق عوامل کلیدی موفقیت پیاده سازی ERP📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق مدیریت عملکرد 103 صفحه آپدیت شده📚مبانی نظری توسعه پایدار اقتصادی📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق خطای عامل انسانی 74 صفحه📚مبانی نظری مبانی زیرساخت مدیریت دانش📚مبانی نظری زیرساختهای مدیریت دانش 89 صفحه کامل و جامع📚مبانی نظری مدل های مدیریت دانش 87 صفحه کامل و جامع📚بررسی عوامل و انواع الگوهای سبک های فرزندپروری و سازگاری📚بررسی نظریه های اختلالات رفتاری کودکان📚بررسی نظریه های سلامت روانی و عوامل موثر بر آن📚بررسی نظریه های شیوه های فرزند پروری و عوامل موثر بر آن📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق فشار روانی 124 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق عملکرد شغلی 36 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق عملکرد شغلی کارکنان 36 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق تاثیر سبکهای فرزندپروری بر عملکرد تحصیلی 39 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق شیوه های فرزندپروری 55 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق سبک های فرزندپروری 54 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق نظریه های فرزندپروری 52 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق نظریه های مربوط به شادکامی 45 صفحه📚مبانی نظری و پیشینه تحقیق شادکامی 45 صفحه
بررسی آفرينش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه وفلسفی و اجتماعی و تکاملی و زیست شناسی و باستان شناسی|30009966|vdi
با ما باشید با یکی دیگر از فایل های قابل دانلود با عنوان : بررسی آفرينش از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه وفلسفی و اجتماعی و تکاملی و زیست شناسی و باستان شناسی

فهرست:



مقدمه:



آفرينش از ديدگاه قرآن



آفرينش از ديدگاه نهج البلاغه



آفرينش از ديدگاه فلسفي



آفرينش از ديدگاه بعد اجتماعي



آفرينش از ديدگاه زيست شناسي



آفرينش از ديدگاه تكاملي



آفرينش از ديدگاه قرآن و تكامل



آفرينش از ديدگاه باستان شناسي



نتيجه گيري



منابع





«سرآغاز دين،خداشناسي است؛باور داشتن او،و كمال باور داشتن خدا،شهادت به يگانگي اوست،و كمال توحيد اخلاص،و كمال اخلاص،خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است.زيرا هر صفتي نشان مي دهد كه غير از موصوف،و هر موصوفي گواه مي دهد كه غير از صفت است،سپس كسي كه خدا را با صفت مخلوقات تعريف كند او را به چيزي نزديك كرده،و با نزديك كردن خدا به چيزي،دو خدا مطرح شده،و با طرح شدن دو خدا،اجزائي براي او تصور نموده و با تصور اجزا براي خدا،او را نشناخته است.و كسي كه خدا را نشناسد به سوي او اشاره مي كند و هر كس به سوي خدا اشاره كند،او را محدود كرده،به شمارش آورد.و آن كس كه بگويد«خدا در چيست؟»او را در چيز ديگري پنداشته است،و كسي كه بپرسد«خدا بر روي چه چيزي قرار دارد؟»به تحقيق جايي را خالي از او در نظر گرفته است؟،در صورتي كه خدا همواره بوده،و از چيزي به وجود نيامده است.با همه چيز هست،نه اينكه همنشين آنها باشد،و با همه چيز فرق دارد نه اينكه از آنان جدا و بيگانه باشد.انجام دهندة همة كارهاست،بدون حركت و ابزار و وسيله،بيناست حتي در آن هنگام كه پديده اي وجود نداشت،يگانه و تنهاست،زيرا كسي نبود،تا با او انس گيرد،و يا از فقدانش وحشت كند.»1



آفرينش از ديدگاه قرآن:



بسنم الله الرحمن الرحيم



«اقرا باسم ربك الذي خلق(1)خلق الانسان من علق(2)اقرا و ربك الأكذم(3)الذي علم بالقلم(4)علم الإنسان…



بنام خداوند بخشندة مهربان



اي رسول گرامي برخيز و قرآن را نبام پروردگارت كه آفريننده عالم است بر خلق قرائت كن آن خدائي كه انسان را از خون بسته(كه تحول نطفه است)آفريد بخوان قرآن را بدانكه پروردگار تو كريمترين كريمان عالم است آن خدائيكه بشر را علم نوشتن به قلم آموخت،و به آدم آنچه را نمي دانست به الهام خود تعليم داد،باز چرا انسان از كفر و طغيان باز نمي ايستد و سركش و مغرور مي شود چون كه به غنا و دارائي (ناچيز دنيا)مي رسد محققاً بسوي پروردگار باز خواهد گشت،اي رسول،ديدي آن كس را كه منع مي گرد آن بندة خدا را كه به نماز مشغول شد،آيا چه مي بيني اگر (آن رسول)به راه راست باشد و خلق را به تقوي و پرهيزكاري امر كند آيا شما مردم به اين كس كه حق را تكذيب مي كند و از او رد مي گرداند چرا رأي مي دهيد،آيا او ندانست كه خدا اعمال زشتش را مي بيند،اگر او از كفر و ظلم و تكذيبش دست برندارد خدا سوي پيشانيش را به قهر و عشيرة خود بخواهد(نجات او را نتواند)و ما هم زبانية دوزخ را برگرفتن او مي خوانيم اي رسول گرامي چنين نيست كه ابوجهل پنداشته تو هيچ از او اطاعت مكن و نماز و سجدة خدا پواز بحق نزيدك شو.»1



آفرينش از ديدگاه نهج البلاغه:



آفرينش جهان:



«خلقت را آغاز كرد،و موجودات را بيافريد بدون نياز به فكر و اندايشه اي،با استفاده از تجربه اي،پي ان كه حركتي ايجاد كند،و يا تصميمي مضطرب در او راه داشته باشد.براي پديد آمدن موجودات دقت مناسبي قرار داد و موجودات گوناگون را هماهنگ كرد،و در هر كلام غريزة خاص خودش را قرار داد،وغرايز را همراه آنان گردانيد.خدا پيش از آن كه موجودات را بيافريند،از تمام جزئيات و جوانب آنها آگاهي مي داشت،و حدود و پايان آنها را مي دانست،و از اسرار درون و بيرون پديده ها آشنا بوده،سپس خداي سبحان طبقات فضا را شكافت و اطراف آن را باز كرد،و هواي آسمان و زمين راه يافته را آفريد و در آن آبي روان ساخت،آبي كه امواج متلاطم آن شكننده بود،كه يكي بر ديگري مي نشست،آب را بر بادي طوفاني و شكننده نهاد،و باد را به بازگرداندن آن فرمان داد و به نگهداري آب مسلط ساخت و حد و مرز آن را به خوبي تعيين فرمود فضا در زير تندباد و آب بر بالاي آن در حركت بود.سپس خداي سبحان طوفاني برانگيخت كه آب متلاطم ساخت و امواج آب را پي در پي در هم كوبيد.طوفان به شدت وزيد،و از نقطه اي دور دوباره آغاز شد سپس به طوفان امر كرد تا مواج درياها را به هر سو روان كند و بر هم كوبد و با همان شدت كه در فضا وزيدن داشت،بر امواج آب ها حمله ور گردد از اول آن برمي داشت و به آخرش مي ريخت،و آب هاي ساكن را به امواج سركش برگردان،تا آنجا كه آب ها روي هم قرار گرفتند،و چون قله هاي بلند كوهها بالا آمدند امواج تند كف هاي برآمده از آب ها را در هواي باز،و فضاي گسترده بالا برد،كه از آن صفت آسمان را پديد آورد آسمان پايين رو چون موج مهار شده و آسمانهاي بالا را مانند سقفي استوار و بلند قرار داد،بي آنكه نيازمند به ستوني باشد يا ميخ هايي كه آنها را استوار كند و بلند قرار داد،بي آن كه نيازمند به ستوني باشد يا ميخ هايي كه آنها را استوار كند.آنگاه فضاي آسمان پايين را به وسيلة نور ستارگان درخشنده زينت بخشيده و در آن چراغي روشنايي بخش،خورشيد و ماهي درخشان به حركت درآورد كه همواره در مدار فلكي گردند و برقراري سقفي متحرك و صفحه اي بي قرار،به گردش خود ادامه دهند.»1







شگفتي خلقت فرشتگان:



«سپس آسمانهاي بالا را از هم گشود،و از فرشتگان گوناگون پر نمود.گروهي از فرشتگان همواره در سجده اند و ركوع ندارند و گروهي در ركوعند و ياراي ايستادن ندارند و گروهي در صف هايي ايستاده اند كه پراكنده نمي شوند و گروهي همواره تسبيح گويند و خسته نمي شوند و هيچ گاه خواب به چشمشان راه نمي يابد و عقل هاي آنان دچار اشتباه نمي گردد،بدن هاي آنان دچار سستي نشده،و آنان دچار بي خبري برخاسته از فراموشي نمي شوند.برخي از فرشتگان،امينان وحي الهي،و زبان گوياي وحي براي پيامبران مي باشند،كه پيوسته براي رساندن حكم و فرمان خدا در رفت و آمدند.جمعي از فرشتگان بندگان،و جمعي ديگر دربانان بهشت خداوندند